بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
223
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
كه خداى تعالى بسيار قبول كنندهء توبهء مغتابين است اگر شخص غيبت كرده شده راضى شود و يا آنكه هر گاه او بخاطر بيايد طلب مغفرت براى او كنند و خداى تعالى مهربانست بر جمعى كه از غيبت برادر مؤمن احتراز نمايند بعضى گفتهاند كه هر كه غيبت كسى كرده باشد و يا شنيده باشد به جهت كفارهء آن اول بايد كه نيت كند كه دعا ميكنم براى كسى كه غيبت او كردهام يا شنيدهام واجب قربة الى اللَّه و بعد از آن بگويد كه « اللهم صل على محمد و آل محمد و اغفر لمن اغتبته او سمعت غيبته » و بعضى از علماء در تعريف غيبت كه جامع افراد و مانع اغيار باشد چنين گفته كه غيبت نسبت دادن و ظاهر كردن امور مذمومهء مكروههء چندست براى شخص معين يا در حكم معين در عين عدم حضور او به شرطى كه آن امور حاصل در آن شخص باشد و در عرف نيز آن امور را مذموم و مكروه شمرند و اين اظهار معايب اعم از آنست كه قولا باشد يا اشارة و يا كناية و يا تعريضا . تقييد به شخص معين به جهت اخراج شخص مبهم است از ميان جمعى غير محصور مثل آنكه بگويند كه يكى از اهل اين شهر فاسق است و اما اگر مبهم در ميان جمعى محصور باشد مثلا بگويند كه يكى از دو قاضى كه درين شهرند مرتشى و فاسق است ظاهر اينست كه داخل غيبت باشد و از علما تصريحى درين باب ديده نشده و تقييد به شرط به جهت اخراج بهتانست و فائدهء قيود باقيه ظاهرست و احتياج ببيان ندارد و در حديث آمده كه اظهار صفت مذمومهء شخصى كه به آن مشهور باشد داخل غيبت نيست و اينحديث در مجموعهء و رام مسطور و مذكور است . يا أَيُّهَا النَّاسُ اى گروه مردمان إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى بدرستى كه ما آفريدهايم شما را از مرد و زن وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ و گردانيديم شما را شعبها و قبيلهها و عن الصادق عليه السّلام « الشعوب من العجم و القبائل من العرب و الاسباط من بنى اسرائيل » لِتَعارَفُوا تا آنكه بشناسيد يكديگر را به نسب و قبيله و ممتاز باشيد از يكديگر نه براى آنكه افتخار كنيد بر يكديگر زيرا كه افتخار به نسب نيست بلكه